نميدانم شايد مقصر بودم اما اين راه درستي نبود. جرم من فقط اين است
که تورا دوست دارم ... من نيلوفر خودم را دوست خواهم داشت.
عشق من آني و زود گذر نبوده ... اينکه چه گفتي مهم نيست.
صدايت را دوست دارم... مي دانم هر وقت مرا مجازات مي کني
سري به اينجا مي زني حالا که آمدي لبانت را مي بوسم.
نازنینم چقدر تورا دوست دارم... خاک جان يافته است...
تو چرا سنگ شدي؟ نو چرا اين همه دلتنگ شدي؟











