يادته گفتي دوست دارم سرم رو پايين انداختم و گفتم نظر لطفته
سرم رو بالا اوردي تو چشمام نگاه كردي و گفتي نظر لطفم نيست
نظر دلمه تكرار اون نگاه و اون جمله كه هيچ وقت برام تكراري
نميشه باعث شد كه دل من هم صاحب نظر بشه و منو مجبور كنه
كه بهت بگم دوست دارم مگه دوست نداشتم پس چرا حالا تنهام
اغوش من براي توست يكي از ما دروغ مي گفت ولي هنوز همانقدر
برايم عزيزي كه نمي توانم تهمت اين دروغ گويي رو به تو بزنم آري
من دروغ مي گفتم دروغي به وسعت تمام بي تو ماندن هايم دروغي
به وسعت تمام دلتنگي هايم من دوست نداشتم من ديوانه وارعاشقت
بودم و من تو را با ذره ذره وجودم مي پرستيدم و مي پرستم







