اگه نظرات اینقدر کم باشه دیگه نمیتونم آپ کنم
اگه نظر دادین میام آپ کنم وگرنه دیگه نیستم
دل بر این جاده نشاندم که بیایی از راه...
چشم به راه تو ماندم که بیایی از راه...
کوله باری که پرازغربت و تنهایی بود...
تا دم مرگ کشاندم که بیایی از راه...
همه عمر سکوتم به همین فکر گذشت...
چه بگویم به تو آندم که بیایی از راه...
عشق تنها غزلی بود که یادم دادی...
نرم وبا حوصله خواندم که بیایی ازراه...
سالها زود گذشتند پس از تو...افسوس...
آنقدر زنده نماندم که بیایی از راه...









دس نذار رو دلم دلم کبابه داداشی
این روزا دلا تو خط نون و آبه داداشی
حالمون رو پرسیدی قربون اون معرفتت
توی این هول و ولا خیلی خرابه داداشی
دل کجاس ؟ دیگه باهاس دنبال بیدلا بریم
این روزا این طرفا بیدلی بابه داداشی
یه نسیمی اومد و دمید و ما عین حباب
نقش ما نقش بر آبه و سرابه داداشی
چی شداون جوری نشد؟ کجا؟ کیا؟ کدوم طرف
چه سوالایی دارم که بی جوابه داداشی
اگه دوس داری تو هم یه روز به رویات برسی
چش ببند و خوب بخواب زندگی خوابه داداشی









عاشقی اول و آخرش عذابه داداشی
اضطرابه ، انتخابه ، التهابه ، داداشی
شب و غربت و هوایی شدن و نم نم اشک
چش عاشق گله و گریه گلابه داداشی
من دلم شکسته وقتشه بریزم دلمو
به خدا دل شکسته مستجابه داداشی
هی غزل . غزل اگه قصه داغمو بگم
چه حکایتی می شه صد تا کتابه داداشی
اگه بی حسابه حرف من و کارخیلی یا
بذا فردا بشه همه چی حسابه داداشی
من چشام وا شده تازه یه چیزایی می بینم
تو دعا بخون که بخت ما نخوابه داداشی


